در پاسخ به
18 نوامبر 2009 11:45, بوسيله ى سمانه
به نيت تو ژيلا جان و بهمن عزيز تفعلي به ديوان حافظ زدم : بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم /زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم
آه کز طعنه بدخواه نديدم رويت / نيست چون آينهام روی ز آهن چه کنم
برو ای ناصح و بر دردکشان خردهمگير /کارفرمای قدر میکند اين من چه کنم
برق غيرت چو چنين میجهد از مکمن /غيبتو بفرما که من سوخته خرمن چه کنم
شاه ترکان چو پسنديد و به چاهم انداخت /دستگير ار نشود لطف تهمتن چه کنم
مددی گر به چراغی نکند آتش طور /چاره تيره شب وادی ايمن چه کنم
حافظا خلد برين خانه موروث من است /اندر اين منزل ويرانه نشيمن چه کنم
و اشك كه امنم نميده ... برات آرزوي قدرت بيشتر ميكنم و آرزو ميكنم خيلي زود بهمن عزيز رو در كنارت (...)